الفيض الكاشاني
44
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
شرك به خدا ، اصرار بر نافرمانى او ، نوميدى از رحمت او و ايمنى از مكر او ؛ و چهار فقره در زبان است و آنها گواهى دروغ ، متّهم كردن بىگناه به زنا ، سوگند دروغ و سحر است . امّا سوگند دروغ آن است كه با سوگند حقّى را باطل و يا باطلى را حقّ جلوهگر كنند ، و گفته شده : سوگند دروغ اين است كه كسى با آن قسمتى از اموال مسلمانى را به تصرّف خود در آورد هر چند مسواكى از چوب اراك باشد ، و اين سوگند را غموس گفتهاند ، زيرا صاحب آن را در آتش فرو مىبرد . امّا سحر هر كلامى است كه وضع طبيعى خلقت انسان و يا ديگر اجسام را دگرگون سازد . سه گناه كبيرهء ديگر مربوط به شكم است كه عبارتند از : شرابخوارى و آشاميدن هر مايعى كه مست كننده باشد ، خوردن مال يتيم از روى ستم ، خوردن ربا با علم به آن ؛ و دو گناه كبيره در فرج است كه عبارتند از : زنا و لواط ؛ و دو كبيره در دستهاست كه كشتار و دزدى است . و يكى در پاهاست كه فرار از صف جهادگران است - يك نفر از ميان دو نفر ، و ده نفر از ميان بيست نفر - يك گناه كبيره ديگر در تمام بدن است و آن حقوق پدر و مادر آنها اين است كه او را در امر عقوق سوگند دهند و او اعتنا نكند ، و حاجتى از او بخواهند و او روا نسازد ، و آنها به او ناسزا گويند و وى آنها را بزند ، و آنها را گرسنه نگهدارد و اطعام نكند . اينها سخنان ابو طالب مكّى بود ، اگر چه گفتار او نزديك به مطلوب است ليكن تمام مطلوب نيست ، زيرا امكان زياده و نقصان در آن وجود دارد ، چه او ربا خوارى و خوردن مال يتيم را از كباير قرار داده در حالى كه اينها جنايت بر اموال است ، و در كباير كه مربوط به نفوس است تنها قتل را ذكر كرده ليكن در آوردن چشم و بريدن دست و آزار مسلمانان و ضرب و شكنجه آنان را متعرّض نشده ، و بىشكّ زدن يتيم و قطع اعضا و آزار وى گناهى بمراتب بزرگتر از خوردن مال اوست ، و چگونه چنين نباشد و حال آن كه در خبر آمده است : « از جملهء كباير دادن دو دشنام در برابر يك دشنام است . و نيز از جملهء كباير تجاوز انسان به آبروى برادر مسلمان خويش است » « 9 » و اين غير از قذف محصن ( متّهم كردن بىگناه به زناست ) . ابو سعيد خدرى و برخى ديگر از اصحاب گفتهاند : « شما اعمالى را مرتكب مىشويد كه در نظرتان از مو باريكتر است ، ما در زمان پيامبر خدا ( ص ) اين
--> ( 9 ) عراقى گفته است : ابو منصور ديلمى در مسند الفردوس آن را به احمد و ابى داوود از حديث سعيد بن زيد نسبت داده و آنچه از حديث او در مسند آنهاست اين است كه : « هر كس ربا را زياد كند تا به آبروى مسلمانى بنا حقّ تجاوز كند . . . » .